صلح سبز (گرين پيس) در جهان و ايران: گرگ ها در ظاهر ميش همچون دايه‌هاي عزيزتر از مادر به حمايت از محيط زيست و سلامت مردم مشغولند!

سيپات به نقل از مهدي معلی:

چندي پيش در سيما يکي از مستندهايي پخش شد که سعي مي‌کنند آينده جهان را در اثر صنعت و فناوري و گازهاي گلخانه‌اي و خلاصه مداخلات انسان سياه و غير قابل سکونت نشان دهند. غرض در انتهاي مستند به خوبي مشخص بود: خطاب مستند با کشورهاي در حال توسعه بود که بايد در برابر مداخلات در طبيعت بايستيد و همچنين الگوهايي معرفي کرد مثل کاستاريکا که منابع طبيعي خود را دست نخورده رها مي‌کنند و سعي مي‌کنند فقط از گردشگري امرار معاش کنند. محور مستند را مثل بسياري از چنين مستندهايي گرم شدن زمين شکل مي‌دهد. جالب اينکه گفته شده داده معتبري که اثبات کند گرم شدن زمين در اثر گازهاي گلخانه‌اي است وجود ندارد (global warming hoax). همزمان شبکه کودک روزانه انيميشن‌هاي جذاب متعددي را به نمايش مي‌گذارد که نشان مي‌دهد به دلايل مشابهي در آينده نه چندان دور زمين نابود و غيرقابل سکونت و يا مملو از موجودات عجيب شده است.

بعلاوه هر ساله هاليوود به توليد و انتشار گسترده دهها فيلم سينمايي مانند After Earth اقدام مي‌کند تا آينده صنعت و فناوري را بسيار خطرناک جلوه دهد. بنابراين جرياني هدفمند در جهان رسانه و هنر در حال جهت‌دهي افکار مردم جهان در راستاي تشکيک در اقسام پيشرفت و فناوري و بهره‌برداري از منابع طبيعي است. رسالت اين بمباران رسانه‌اي آن است که شما را در نگراني دائم نگه دارد و در اين فکر که چه بايد کرد. هاليوود جهت گيري و شيوه اين نگراني ها را تعيين مي‌کند و صلح سبز مصاديق و راهکارهايي را معين مي‌کند که بايد در جهان سوم دنبال شود. هراس از فناوري و آينده جهان طرحي است که رسانه‌هاي جهان، خواسته و ناخواسته مجري آن شده‌اند تا هر گاه روزي يکي از پيشرفت‌هاي ما را هدف قرار دادند، يک عقبه ذهني پر از داده و اطلاعات وحشتناک در يک لحظه در ذهن مخاطب حاضر شود و به کمک بيايد تا برخي ايادي ديگر بتوانند همه تلاش دانشمندان و ملت را فنا کنند. با اين بيان، چرايي کمک يک و نيم ميليون دلاري بنياد راکفلر به جريان صلح سبز که علي القاعده در برابر راکفلر موضع دارد حل خواهد شد. راکفلر اين پول کلان را هزينه مي کند چون مي داند صلح سبز جزيي از اين طرح است.

https://www.biggreenradicals.com/group/greenpeace

https://www.activistfacts.com/organizations/225-tides-foundation-tides-center

http://ireport.cnn.com/docs/DOC-1055400

چرا از صلح سبز (گرين پيس) خارج شدم؟، عنوان کتابي است که از سوي يکي از اعضاي اصلي گرين پيس نوشته شده و تلاش مي‌کند دروغها و تندروي‌هاي اين جريان و منافع پشت پرده آن را بازگو کند. ترجمه و انتشار اين کتاب و بريده‌هاي آن براي آشنايي عموم با واقعيت‌هاي اين جريان ضروري است.

https://billmuehlenberg.com/2011/02/19/a-review-of-confessions-of-a-greenpeace-dropout-by-patrick-moore/

https://www.amazon.com/Confessions-Greenpeace-Dropout-Sensible-Environmentalist/dp/0986480827

اسپانسرهاي مالي حزب صلح سبز فهرستي از دويست شخص و نهاد را تشکيل مي دهند که بررسي آن به خوبي منابع صهيونيستي اين جريان را آشکار مي کند. بنياد راکفلر، بنياد ترنر (مالک سي.ان.ان) و بنياد نيويورک تايمز در فهرست پشتيبانان مالي صلح سبز ديده مي‌شوند. شرکت‌هاي چندمليتي نيز به طور غيرمستقيم از جريان صلح سبز حمايت مي‌کنند. اين امر از طريق بنياد تايد (Tides Foundation) صورت مي‌گيرد. بنياد تايد يکي از بنيادهاي غيرانتفاعي و خيريه در امريکا است که بيشتر نقش واسطه را ميان صاحبان سرمايه و ساير بنيادهاي غيرانتفاعي ايفا مي‌کند و از اين طريق نوعي پولشويي انجام مي‌گيرد. شرکت‌هاي چند مليتي و صهيونيستي زيادي از طريق اين بنياد رد کمک‌هاي مالي خود را به بنيادها و ان.جي.او هايي که به ظاهر با آنها اختلاف دارند پاک مي‌کنند. در واقع اين بيناد يک ابزار پولشويي بزرگ محسوب مي‌شود. براي مثال بسياري از سرمايه‌داران امريکايي مانند صندوق و بنياد راکفلر با حدود ۹ ميليون دلار، مؤسسه جامعه باز با ۲۳ ميليون دلار، و آژانس حفاظت محيط زيست امريکا با ۳ ميليون دلار و… در فهرست کمک‌کنندگان به اين بنياد قرار دارند. يکي از موضوعاتي که خطرناک بودن آن به شدت در آثار سينمايي دنبال مي‌شود، مهندسي ژنتيک است و مي‌دانيد که صلح سبز هم در سطوح بالاي خود مدير بخش مبارزه با مهندسي ژنتيک را منصوب کرده است!

اگر چه که اروپايي ها پيغمبر ما نيستند، اما ريشه برخي محدوديتهاي محصولات تراريخته در اروپا چيست؟ پروفسور کريستين نوسلين ولهارد دانشمند آلماني داراي نوبل پزشکي، با تأکيد بر غيرعلمي بودن ادعاهاي رسانه‌ها درباره محصولات تراريخته مي گويد: “به اکثر آلماني‌هايي که از مصرف محصولات تراريخته هراس دارند گفته شده با خوردن اين محصولات ژن خاصي به بدن آنها منتقل خواهد شد. در حالي که اين از نظر علمي کاملا غير ممکن است و هرگز ژني از گوشت گاو يا گياهان نتوانسته به ژنوم انسان داخل شود. اين استاد آلماني منشأ ايجاد اين هراس ها را گروههاي قدرتمندي مانند حزب سياسي صلح سبز مي‌شمارد. اين حزب [که در اغلب کشورهاي جهان نفوذ دارد] متعصبانه و بدون توجه به حقايق علمي راجع به محصولات تراريخته، زيست‌فناوري را در عمل به يک تابوي اجتماعي بدل کرده است. وي درباره آسيب‌هايي که زيست‌فناوري‌هراسي به آلمان وارد کرده مي‌گويد: “از حيث عملي عرصه به قدري براي دانشمندان زيست‌فناوري تنگ شده است که عملا ديگر هيچ جايي براي عملي کردن ايده‌ها و پژوهش‌هاي علمي دانشمندان زيست‌فناوري در آلمان وجود ندارد. آزمايشات مزرعه اي به طور مستمر توسط گروههاي افراطي نابود مي شود و کار مؤثري درباره آن انجام نمي‌گيرد. حتي گاها دانشگاه ها رشته هاي آموزشي خود را به خاطر خشونت‌هاي گروه‌هاي فشار و نابودي مزارع آن لغو مي‌کنند. پي‌آمد اين شيوه آن است که آلمان به دست خود دانشمندان زيست فناوري خود را به کشورهاي داراي فضاي علمي کوچ داده است، چرا که در آلمان هيچ آينده اي براي آنها متصور نيست.”

focus.de/wissen/wissenschaft/gentechnik/tid-12634/interview-die-setzen-auch-menschenleben-aufs-spiel_aid_350759.html

بله، در آلمان محدوديت قانوني وجود ندارد، ولي برخي عناصر از روش‌هاي ديگر براي القاي تفکر خود استفاده کرده‌اند. اين دقيقا جرياني است که چندي پيش با روشي مشابه تحت تاثير عوامل خارجي در کشور هند فعال شد. دخالت اين عوامل به قدري بود که سال گذشته دولت اين کشور را به عکس‌العمل و تصويب قوانين سختگيرانه راجع به کمک‌هاي خارجي به گروههاي داخلي واداشت. پس از آنکه مانموهانگ سينگ نخست وزير هند در سخناني، تحريک مردم هند با سوءاستفاده از شعار حفاظت از محيط زيست را يکي از خدعه هاي امريکا دانست، دولت هند با تصويب قوانين جديد در اين باره مجوز تعدادي از سازمانهاي غيردولتي را که کشورهاي غربي به آنها کمک مالي مي‌کردند لغو کرد. مجموع اين کمکها سالانه حدود دو و نيم ميليارد دلار بود. دولت و بخش خصوصي امريکا از جمله سازمان امريکايي جهان يهود (American Jewish World Service)، صندوق جهاني پشتيباني سبز (Global Greengrants Fund)، سازمان بين المللي همدردي (Compassion International)، خدمات بين المللي جمعيت (Population Services International) و بنياد بيل گيتس (Bill and Melinda Gates Foundation) در صدر فهرست پشتيبانان مالي سازمانهاي غيردولتي هند قرار داشتند. مقامات هندي در تبيين قوانين جديد اعلام کردند: «دولت مخالفتي با انتقاد ندارد، اما هنگامي که کمکها و جريانات خارجي براي نقد سياست‌هاي جاري استفاده مي شود، مسئله پيچيده مي شود و پي بردن به توطئه‌ها مشکل مي‌شود. بنابراين استفاده از پشتيباني‌هاي خارجي هنگامي موجه است که در جهت منافع کشور باشد.»

https://www.theguardian.com/world/2013/jun/11/india-crackdown-foreign-funded-ngos

https://www.washingtonpost.com/world/asia_pacific/activists-bristle-as-india-cracks-down-on-foreign-funding-of-ngos

سمن های هندی

اين کاريکاتور تلاش کرده است وضعيت سمن‌هاي هندي که با دلارهاي خارجي عليه توسعه فناوري در اين کشور تلاش مي‌کنند را به تصوير بکشد.

توجيه دو و نيم ميليارد دلار کمک خارجي به ان.جي.او هاي ضد فناوري هسته‌اي و زيست‌فناوري در هند چيست؟ هيلاري کلينتون پاسخ اين سوال را داده است. وي در کتاب خاطرات خود (Hard Choices) راجع به سو استفاده از محيط زيست براي پيشبرد اهداف امريکا در کشورها مي‌نويسد: “به دليل نعمت اينترنت به ويژه شبکه‌هاي اجتماعي، شهروندان و نهادهاي مردمي دسترسي بيشتري به اطلاعات دارند و امکان بيشتري براي اظهار نظر يافته‌اند. هم‌اکنون حتي حکومت‌هاي فردسالار مجبور هستند به انتظارات مردم خود توجه کنند… براي امريکا مهم است که علاوه بر ارتباط با دولت‌ها، ارتباط قوي با مردم کشورها برقرار کند. اين امر به تحقق اهداف و ارزش‌هاي ما در مواردي که دولت‌ها با ما همراه نيستند، کمک مي‌کند. در موارد زيادي، نهادهاي مردمي و مدني مي‌توانند موجب پيشرفت‌هاي مورد نظر امريکا در داخل کشورها شوند. آنها با فساد مبارزه مي‌کنند، جنبش‌هاي مردمي را سازمان‌دهي مي‌کنند و توجه‌ها را به مسائلي چون محيط زيست، حقوق بشر و نابرابري اقتصادي جلب مي‌کنند. از امريکا انتظار مي‌رود از آغاز به قوت در کنار آنها باشد و تلاش‌هاي آنها را ترغيب و حمايت کند (خاطرات هيلاري کلينتون، ص۴۶). تغيير در برمه نيز از اعتراض گسترده به سوء استفاده از محيط زيست و اقتصاد آغاز شد. در چين نيز پديده مشابهي را براي اعتراض ضد آلودگي زيست‌محيطي مشاهده مي‌کنيم. آنچه تنها يک اعتراض عادي به نظر مي‌رسد مي‌تواند به سرعت شکل ديگري به خود بگيرد… و انتظارات عمومي براي تغييرات بنيادي‌تر را موجب شود. اين بخشي است از آنچه من «حقوق بشري را به واقعيات بشري تبديل کردن» مي‌نامم (خاطرات هيلاري کلينتون، ص ۱۰۲-۱۰۱)”.

امريکا از دهه هفتاد به محدود کردن پژوهش هاي ژنتيک و جريان سازي عليه آن در ديگر کشورها انديشيده است. اين کشور در سال ۱۹۷۴ کميته‌اي تشکيل داد که مقرر نمود کنفرانسي بين‌المللي تشکيل شده و به جهان اعلام شود «تا هنگامي که خطرات بالقوه ژنتيک بهتر شناخته نشده است… دانشمندان سراسر جهان در اين حوزه آزمايشات را متوقف کنند.» اين کنفرانس در سال ۱۹۷۵ در آسيلومار کاليفرنيا برگزار شد (The Asilomar Conference on Recombinant DNA) و خطوط راهنمايي را با همين هدف منتشر نمود. سالها بعد برخي دانشمندان به شدت نسبت به آسيب‌هاي جريان تبليغاتي ناشي از کنفرانس مذکور ابراز عصبانيت کردند، زيرا خلاف ادعاهاي مطرح در کنفرانس براي ايشان ثابت شد.

https://www.youtube.com/watch?v=BpBnJq19R60

قانون محدوديت تراريخته ها در سوييس در سال ۲۰۰۵ به صورت رفراندم عمومي بوده و يک قانون مبتني بر نظرات کارشناسي نيست. مي‌دانيم که سوييس يکي از مراکز اصلي فعاليت حزب صلح سبز است که از طريق دروغ پراکني و فناوري هراسي عليه فناوري تراريخته اهداف استعماري را دنبال مي‌کند. الان اگر در ايران هم از معدود افراد عادي که تحت تأثير صحبتهاي آقاي پروفسور قرار گرفته‌اند، رفراندوم برگزار شود ممکن است به يک قانون کاملا منفي منجر شود. در سوييس صلح سبز از مدل آقاي پروفسور خيلي تکثير کرده است و مردم اين کشور بيش از ايران قرباني اين گونه اشخاص بوده‌اند.

گرين پيس با هزار و سيصد ميليارد تومان درآمد و سه ميليون عضو و کارمند، بزرگ ترين فريب تجاري تحت پوشش صلح و محيط زيست است. به نوشته تحليلگر مجله فوربس, صلح سبز يک تجارت با مديريت بسيار ماهرانه است که از ابزارهاي پيچيده تبليغاتي بهره مي برد. بطوري که اگر يک شرکت از اين ابزارها استفاده مي کرد، به شدت محکوم مي شد. گرين پيس همچنين با اين پوشش از ماليات فرار مي کند. برخي کشورها مانند کانادا و نيوزلند با آگاهي از سودجويي اين گروه, وضعيت عمومي غيرانتفاعي آن را باطل کرده و نوع فعاليت آن را فعاليت سياسي و تجاري مي دانند که در راستاي اهداف عمومي نيست. هند نيز مجوز فعاليت صلح سبز را باطل کرده و هر گونه روابط مالي با خارج کشور را از سوي بازوهاي هندي آن ممنوع کرده است.

به وضوح مشخص است که هدف اين جريان قدرتمند، محروم کردن کشورهاي جهان بويژه کشورهاي در حال توسعه از شاخه هاي مختلف علم و فناوري است و اصلا بحث تراريخته و غيره مطرح نيست.

https://www.activistfacts.com/organizations/131-greenpeace/

حزب صهيونيستي صلح سبز در ايران نيز بسيار فعال است و متأسفانه با مقامات رسمي وزارت کشاورزي دولت سابق و سازمان محيط زيست دولت فعلي ارتباط داشته و دارد. همچنين در ان.‌جي.‌او. ها نفوذ دارد و اجراي سياست‌هاي شيطاني خود را از طريق ان.‌جي.‌او. هاي زيست محيطي کشور مانند سنستا پيگيري مي‌کند. گرين پيس روابط آشکاري با برخي نهادها همچون سنستا و برخي سازمان‌ها همچون سازمان حفاظت محيط زيست در ايران دارد. بطوريکه سال گذشته تهران ميزبان کنگره بين المللي صلح سبز بود. کمتر کسي است که نداند سنستا و سازمان حفاظت محيط زيست به قصد عمد و يا از روي سهو از گردانندگان اصلي جريان تراريخته هراسي در ايران هستند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *