فناوري توليد ملي محصولات تراريخته: ستيز تدبير دولت دوازدهم با درماندگان در مخالفت و بازماندگان بر لجاجت

جعفر ذوالعلي

سيپات

شب يازدهم شهريورماه ۱۳۹۶ در برنامه مناظره ظاهرا بي طرف شبکه خبر با عنوان “محصولات تراريخته، آري يا خير” اتفاقات مهمي رخ داد. اگرچه که اين مناظره به ظاهر دوجانبه به مرور به سمت مناظره اي سه به يک و مطابق روال معمول به ضرر فناوري سوق داده شد، اما از دل آن نکات ظريفي برآمد که توجه به آن بسيار ضرورت دارد. محتواي اين مناظره تفاوت چنداني با گذشته نداشت! يک طرف نماينده دولت و نهادهاي علمي برخاسته از مردم که مسئول و متولي در قبال امور مردم هستند و طرف ديگر نماينده نهادي نامعلوم با دعواي دايگي عزيزتر از مادر براي مردم! يک طرف سند و مدرک و کلام متقن در دفاع از فناوري و طرف ديگر، انکار و تشکيک و لجاجت در ضديت با فناوري! اما نقطه عطف اين مناظره دقايق پاياني آن بود. در دقايق پاياني اين مناظره زماني که دکتر قره‌ياضي به عنوان نماينده سازمان محيط زيست که از حسن قضا دبيري اتحاديه انجمن هاي علمي کشور را نيز بر عهده دارد، هويت نهادي را که آقاي کشوري (طرف مقابل) نمايندگي مي کرد، جويا شد و پرسيد که تشکلي به نام “شوراي راهبردي الگوي اسلامي ايراني پيشرفت” وجاهت  قانوني خود را از کجا آورده است که شما به نمايندگي از آن به دفاع از مردم ايران برخاسته ايد و در اين امر گوي سبقت از وزارت بهداشت و درمان و سازمان حفاظت محيط زيست و وزارت جهاد کشاورزي نيز ربوده‌ايد و از حق مناظره رسمي در رسانه ملي! مملکت نيز برخورداريد؟ با جوابي مواجه نشد. اما آقاي عمراني عضو هيات رئيسه انجمن ارگانيک ايران که با بازي خلاف قاعده مدير برنامه براي جمع بندي موضوع بر عليه فناوري از طريق تماس تلفني فراخوانده شد، در جملات پاياني خود پيام قابل تاملي داشت، بدين مضمون که “از هر دري که ما را راه دادند نگذاشتيم اين فناوري به جايي برسد و پشت هر دري که ما را راه ندادند کار خود را پيش بردند”. اين مناظره همچون هميشه از سوي لابي رسانه اي ضد تراريخته با حلاجي بسيار گسترده اي مواجه شد و تا تيترهايي همچون “ظاهرا کودتايي در سازمان محيط زيست رخ داده است” نيز پيش رفت.

مراجع علم و فناوري محصولات مهندسي ژنتيک گياهي سال هاست که به اين جمع بندي رسيده بودند که سازمان حفاظت محيط زيست لانه ساماندهي مخالفت با استقرار فناوري بومي ملي محصولات تراريخته به نفع بنياد ضد بشري صلح سبز است. اين سازمان با حمايت ويژه از برخي افراد و تشکل هاي مستعد و ايجاد امکان دسترسي و رايزني و دروغ پردازي براي ايشان، از شوراي عالي امنيت ملي گرفته تا سازمان پدافند غير عامل، مجلس شوراي اسلامي، رسانه ها و مدارس و مساجد و حوزه هاي علميه چوب لاي چرخ فناوري بومي – ملي محصولات تراريخته مي گذاشت! به همين دليل بود که در شهريور ماه سال گذشته ۳۰۶ متخصص و صاحبنظر در نامه اي به دکتر ابتکار رئيس وقت سازمان حفاظت محيط زيست خواستار تشريک مساعي براي حل موضوع شدند! و زماني که در بهبوهه بررسي برنامه ششم توسعه اقتصادي، اجتماعي کشور، کميسيون کشاورزي مجلس تحت نفوذ همين جماعت شمشير را از رو در قبال فناوري محصولات تراريخته بسته بود، ۵۴۵ متخصص و صاحبنظر در نامه رسمي به مجلس محترم خواستار اعمال تدبير بيشتر در موضوع بررسي بند مربوط به محصولات تراريخته در برنامه ششم شدند. با اين حال، سازمان حفاظت محيط زيست با بي اعتنايي به نظر تخصصي مراجع و شخصيت هاي علمي، تا پايان دولت يازدهم لحظه اي از تاخت و تاز بر عليه اين فناوري غافل نشد و همواره مشغول شخصيت سازي بر عليه فناوري محصولات تراريخته بود.

درون سازمان حفاظت از محيط زيست هيچ کودتايي اتفاق نيافتاده است. آنچه که اتفاق افتاده است، ويران شدن اجتناب ناپذير کاخ مديريتي بوده است که سرمست از بازي سياست، هميشه علم و اهل آن را بازيچه مي دانست. سازمان تحت مديريت دکتر ابتکار هرگز حاضر به پذيرش نظر جامعه علمي در حمايت از محصولات تراريخته ملي نشد، همانگونه که هرگز حاضر به پذيرش نظر متخصصان در موضوع رهاسازي هيرکان در پارک ملي گلستان نشد. نيازهاي جامعه علمي کشور در حوزه هاي مختلف محيط زيست همچون زلزله اي ستون هاي گلي کاخ مديريت کهنه او را لرزاند و ويران کرد. مديريت جديد اين سازمان (دکتر کلانتري)، در همين چند روز ابتداي مديريتش نشان داده است که اهل علم است، زبان علم را مي فهمد و به جامعه علمي بها مي دهد. بديهي است که زبان اين سازمان تغيير کرده است. سازمان جديد کلام ۵۴۵ صاحبنظر متخصص در حمايت از فناوري ملي محصولات تراريخته را بر جوسازي هاي رسانه اي عده اي معلوم الحال ارجح دانسته است. سازمان جديد، حفظ يوزپلنگ ايراني را به عنوان يک تکليف لازم به اهل آن خواهد سپرد و حفاظت از منابع آب کشور را اولويت خود قرار خواهد داد. اين کودتا نيست! اين انقلاب است! انقلاب تامل و تدبير بر عليه لجاجت و بي تدبيري!

حال که پس از بيست سال، کاخ حاميان و محفل جانان ويران گشته است و دوران رجزخواني و خط و نشان کشي براي فناوري ملي مهندسي ژنتيک گياهي به پايان رسيده است، دوره اي از “ناله هاي ننه من غريبم بازي” آغاز گشته است. چه کسي در ايران مانده است که در دو سال گذشته گفته ها و نوشته هاي بازيکنان تيم ضد تراريخته را نشنيده يا نخوانده باشد؟ اگر دلايل و مستندات ايشان در مبارزه با فناوري شکوفاي مهندسي ژنتيک به اندازه کافي متقن است، پس چرا اکنون تمام درها به روي ايشان بسته شده است و هيچ سازمان و نهاد رسمي در کشور حاضر به همکاري با ايشان و سدسازي در مسير اين فناوري نيست؟ براستي چرا وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي، وزارت جهاد و کشاورزي، سازمان حفاظت محيط زيست و معاونت علمي و فناوري رياست جمهوري در حمايت از فناوري محصولات تراريخته همسو شده‌اند؟ مخالفان امروز فناوري مهندسي ژنتيک گياهي در ايران که هنوز هم ادعاي نگراني براي سلامت و نسل ايراني دارند! خود را طرفدار توليد محصولات سالم مي دانند! خود را دلواپس محيط زيست ايران مي دانند! و مدعي منسوخ بودن روش هاي آينده پژوهي و علم سنجي روز دنيا هستند! آيا خواهند پذيرفت که درماندگي در مخالفت و بازماندن بر لجاجت، تنها دليل ماندن ايشان پشت درهاي بسته نهادهاي متولي سلامت، کشاورزي، محيط زيست و فناوري کشور است! به نظر مي رسد آنها خواهند پذيرفت، چون حداقل چند جمله پاياني آقاي عمراني در مناظره چند شب قبل مويد آن بود که “جايگزيني اصل مطالعه موردي بجاي نفي کلي” و “تصميم سازي در بستر مباحث علمي بجاي جوسازي رسانه اي” را پذيرفته اند. اميد است که شعاري بيش نبوده باشد!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *